ميرزا احمد ميرزا خداوردى
182
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
فرياد كرد كه من ملايم و نمىگذارم اروس در خانهء من بنشيند ، به جايى نپيوست و پطروايسكى پدرم را بالاتّفاق پسر مير عباس بيگ احضار نزد خود نمود . لهذا محمد حسن بگ مزبور با نوكران خود كه عبارت از فتح إله بيگ و صادق بگ بوده باشد ، پدرم برداشته آورد و در خانهء خسرو بگ محبوس كرد و خودش در خانهء كربلايى بابا ، پدر ملا على محمد ، توقف نمود . اول استليس مرسل افضل اغلى را مىكرد ، چونكه من به سر او عريضه داده ، شكايت كرده بودم كه مرسل در وقت فرار كردن من به طرف دزدبيشه از دست فراشان ، او آمده است در خانهء من بعضى اشياء بر سبيل غارت برداشته ، برده است . لهذا پطروايسكى مرسل را احضار كرد استليس بكند و مرسل در وقت تقرير دادن ، قدرى آشفتهگيرى كرد . پطروايسكى به يساول باقر اعلام كرد : اين را ببريد در خانهء ديگر محافظت بكنيد و يساول مرسل را آورد و در منزل ما نگهدارى كرد . مرسل آفتابه را برداشت بر سبيل شاش كردن از خانه بيرون رفت . بعد از ساعتى معلوم گشت مرسل آفتابه را گذاشته ، فرار كرده است و موافق زاگون ، شكايت من مبدل به صدق گرديد . و بعد پدرم را احضار نزد خود نمود . خواست از او سؤال بكند ، پدرم گفت : من آنقدر مشقّت دوستاقى را كشيدهام ، هيچ هوش من در سر من نمانده است ، علاوه از اين ، من استليس خودم را در ديوانخانهء پادشاهى مىدهم . پس قرار شد در ديوانخانه استليس شود . فرداهى محمد حسن بگ با نوكران خود سوار اسب شده و پدرم را بر اسب ماها سوار كرده و پطروايسكى هم سوار شده و من و يساول و باقر و دلماج همراه او عازم لنكران شديم و در عرض راه بالاتّفاق محمد حسن بگ مىرفتيم ، تا حتى رسيدم به دكانهاى حاجى نوروز على . محمد حسن بگ خداحافظ به طرف خانهء خود اراده كرد پدرم را همراه خود ببرد و پطروايسكى ممانعت كرد [ و ] گفت : اين را بايد به ديوانخانهء پادشاهى ببرم و در آنجا استليس نمايم . فرضعلى بگ ملعون بسيار اصرار كرد . يك چوب دهرهزده در دست من مىبود ؛ پطروايسكى او [ آن ] را از من گرفت ، ده دفعه به سر فرضعلى بگ زد و پدرم را برداشت برد به حضور نچالينگ و نچالينگ به محض ملاقات پدرم ، لازمهء نوازش به عمل آورد و گفت : انشاء اللّه در عوض اين زحمات شما ، تلافى خواهد شد . و چند روز از ميان گذشت . خبر رسيد كه غبورناطور از قراباغ مىآيد و دل ماها شاد و خرم گرديد . در وقت ورود غبورناطور ، خلايق او را استقبال كردند ، از آن جمله مير عباس بگ الى